۱۳۹۱ بهمن ۱۶, دوشنبه

درگیری بین رییس جمهور و رییس مجلس چه عواقبی به همراه دارد؟

اتفاقی که جدیدا بین احمدی نژاد و برادران دالتون(لاریجانی)رخ داده است، مخصوصا در مجلس و پخش فیلم درگیری لفظی بین این دو شخصیت در بین مردم می تواند شروعی تازه و امیدوار کننده باشد برای آن چیزی که خمینی در سال های اول انقلاب گفته بود و آن این بود که هیچ کس شما را از صدر نمی تواند پایین بکشد مگر خودتان. و این رخنه ای که در نظام بوجود آمده است،اگر خوش بین باشیم می تواند سرآغاز سقوط حکومتی باشد که تمام دوران حکومتش به مردم دروغ گفته و برای بقاء خود دست به کشتار انسان های بی گناهی زده است که تنها جرمشان بیان حقیقت و خواستن آزادی بوده است.


 این درگیری ها بی شک مظاهر دیگری هم دارد و آن این است که خواه نا خواه رهبر هم درگیر این دعوا خواهد شد و در هر صورت ولی فقیه هم باید موضع گیری خود را در این راستا بیان کند که در این صورت همان چوب دو سر سوخته است.
ولی نکته بسیار مهم این است که این رخدادها در زمانی دارد اتفاق می افتد که بسیار نزدیک به انتهای ریاست جمهوری احمدی نژاد و انتخابات دوره ی جدید ریاست جمهوری در ایران هستیم و این بار مردم با دید بازتری به این مساله نگاه می کنند.
برداشت سریع و قاطعی نمی توان در این باره انجام داد اما چند گزینه را می شود حدس زد:
اول:اینکه مردم ایران اینبار به پای صندوق های رای نخواهند رفت، که این خود نشانه ضعف دولت و حکومت ایران است، مخصوصا که مردم ایران به قدری از اتفاقات رخ داده در ایران به تنگ آمده اند که به نوعی این گله و شکایت را باید بروز دهند، در هر صورت فکر می کنم در هر خانواده ای دستگیر و بازداشت و شکنجه شده ویا اعدامی داشته باشیم و مردم مانند آتش گداخته ی زیر خاکسترند.
دوم:کودتایی است که از طرف یاران احمدی نژاد با نقطه نظرهای خود در ایران رخ بدهد که بی شک درگیریهای خیابانی و جنگی خانمان سوز را در بردارد و در این میان باز مردم بیشترین آسیب را خواهند دید زیرا زور و قدرت دست کسانی ست که در مقابل ملت ایران هستند نه در کنارشان.
سوم:شخصی را به مردم معرفی کنند که بتواند مانند محمد خاتمی سوپاپ اطمینان این دولت باشد که این اتفاق از دیدگاه من چندان به بار نخواهد نشست چون مردم تجربه های گذشته را دارند که به کمک فکر و تصمیم گیری آنها در این زمینه خواهد آمد.
چهارم:حکومت نظامی در کشور و زور و وحشیگری بیشتر که مردم از ترس شان دست به خواسته های دولت بزنند و از عقاید خود دور شوند که اینبار هم فکر می کنم شرایط اقتصادی و مشکلاتی که مردم با آنها روبرو هستند باعث شکست این عملیات شود چون هر انقلابی توسط قشر روشنفکر پایه گذاری می شود ولی توسط قشر کارگر به پایان می رسد، وقتی کارگر نتواند روزی خانواده اش را تامین کند دست از جان خود هم می شوید و برای شرایط بهتر مبارزه می کند و شرایط اکنون ایران بیانگر این است که مردم ایران جانشان به لبشان رسیده است و اگر درست حدس زده باشم، شرایط برای اتفاقات بسیار خوب در ایران مهیا ست و نباید از ان به سادگی گذشت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر