سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

انتخاب محمد جواد ظریف در پست وزیر امور خارجه



بعد از تمام حرف و حدیث ها ، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران شد ،البته اگر اینبار مثل دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد در میانه راه و در سفر خارجی آن را عزل نکنند و دیگری را بر مسند کار ننشانند . در حال حاضر که حسن روحانی رئیس جمهور وقت ایران حرف های دلنشینی می زند ، مانند (اگر صدای مردم ایران را نشنویم شکست می خوریم ) ، به یاد داریم که احمدی نژاد هم در ابتدای ریاست خودش از این قبیل حرف ها را می زد ولی در ادامه ی راه چه شد و چه بر سر مردم ایران آمد.



از این که حسن روحانی می گوید : باید تغیر سبک و سیاق سیاست خارجی را داشته باشیم درست است ، اما امیدواریم این صحبت ها تنها در همین جا خاتمه پیدا نکند و ما شاهد شرایط دیگر گونه ای از این آقایان باشیم،چون همه ی مسائل از پایه شروع می شود و برای ایرانی بهتر فقط سیاست خارجی مهم نیست ، باید پایه و اساس را محکم چید تا ستونی استوتر داشته باشیم و آن رسیدگی به مسائل داخلی کشور می باشد . آقای روحانی اگر همراهی مردم نباشد هیچ خبری نیست و صدای مردم ایران را دنیا می شنود ، ابتدا به داد مردم ایران برسید که از گشنگی سنگ بر شکم می بندند.

اما حسن روحانی تاکید می کند که سیاست خارجی جایی برای دادن شعار نیست و اینگونه بیان می کند که اشتباه در سیاست خارجی بهای سنگینی دارد که گریبان گیر ملت می شود . ابتدایی ترین کاری که باید بکنید فیصله دادن مسئله ی اتمی است . مردم ایران همه قبول دارند که انرژی هستهای به نفع شان است ولی در چه راهی و چگونه باید انجام گیرد . با پایان یافتن این مسئله مسلما دنیا به گونه ای دیگر به ما نگاه می کند و داستان تحریم ها پایان خوبی را دارد،و حال و هوای اقتصادی ایران و از آن مهمتر مردم رو به بهبودی می رود.

آقای روحانی تاکید می کنم تنها کاری که باید بکنید نجات مردم ایران است.



شما گفته اید:که این اسامی و پست و مقام ها یک امانت بیش نیست و مردم آن را به شماسپرده اند ،پس به اندیشه مردم ایران از اینکه شما را انتخاب کرده اند احترام بگذارید، زیرا مردم فکر می کنند شاید شما بتوانید کاری را انجام دهید که دیگران نتوانسته اند ، البته که این جای سول دارد که چه زمانی را ما بیاد می آوریم مردی از جنس عبا و عمامه توانسته کاری برای مردم انجام بدهد . اولین چیزی که یک ناجی احتیاج دارد مهربانی و لطف است این که دستش به خون کسی اغشته نباشد ، ولی درباره جنس شما جماعت مسئله فرق می کند .

 اما در رابطه با انتخاب ظریف اینگونه که از پیشینه ی او معلوم است شاید بهترین گزینه انتخاب او بوده باشد (تنها از دید تحصیلات و منسب های گذشته ).

ظریف به مدت 5 سال نماینده ی ایران در سازمان ملل متحد بوده است و تحصیلات خودش را در دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو در مقطع لیسانس و فوق لیسانس در رشته ی روابط بین الملل گذرانده است و مدرک دکترای خودش را از دانشگاه  (دنور) دریافت کرده است . به هر حال او بعلت دیپلمات بودنش در امریکا و آشنایی با محافل سیاسی پست پیشنهادی برای او بهترین گزینه می تواند باشد.

اما عقبه ی 5 ساله ظریف:

1- دستیار ارشد وزیر امور خارجه 2-

معاون حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه و مشاور سر کنسول گری در سانفرانسیسکو3- ریاست کمیسیون فرهنگی (یونسکو)4-ریاست کنفرانس آسیایی نژادرستی و تبعیض نژادی 5- عضویت گروه شخصیت های بر جسته ی گفتگوی تمدن ها 6- ریاست کمیته ی متخصصین گفتگوی تمدن ها 7- ریاست کمیسیون خلع سلاح ملل متحد (نیو یورک)8- ریاست کمیته ی سیاسی دوازدهمین اجلاس سران عدم تعهد (دوربان).

اینگونه که از سوابق بر می آید او جز تنها کسانی است که در دوره  خودش سر پست خود نشسته است ، چون همیشه در جمهوری اسلامی آدم ها ی بی لیاقت و بی کفایت و از همه مهمتر بی سواد بر راس کار بوده اند ، اما در مورد ظریف شاید اینگونه نباشد و راه بجایی ببریم ، البته فراموش نکنیم که تمام موفقیت ها موقعی رخ می دهد که سران رژیم آخوندی از سیاست های قبلی خود دست برداشته وبه سیاست روز دنیا نگاهی تازه بیاندازد و از همه مهمتر شرایط مردم ایران را بیشتر ببیند و راهی برای نجات مردم ایران بیابند که چشممان از این بابت آبی نمی خورد.

شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

کی گذاشتند که این بار بگذارند



  •  د وباره با شروع دولت جدید و با انتخاب این وزیر و آن وزیر سر مردم را سر گرم کردن.
  • تازگی ها هم که جناب آقای رفسنجانی دست بکار شده و جلسات خصوصی با آقای روحانی و خاتمی و چند وزیر دیگر بر گذار می کند ، اما چیزی که سال های متمادی از دهانشان بیرون می آید این است که اگر بگذارند ما کارمان را می کنیم،تکرار این حرف در زمان خاتمی زیاد بود که بیان می کردند نمی گذارند خاتمی کارش را انجام بدهد. اگر که نمی گذارند و شما از قبل می دانید و می دانید که ما هم می دانیم پس کاندیدا شدنتان به چه معنا است و اگر می گذارند و انجام نمی دهید که باز هم ما داستان را خوب می دانیم. ولی ما باور داریم که سیاست چیز دیگری را می گوید ،این کلام که نمی گذارند کلامی است که شما با دیگران هم صدا شده اید که مردم را گول بزنید.
  • آقای رفسنجانی و دیگران شما باید بیایید و کارتان را بکنید، از کنار شما دیگران به منافع خودشان می رسند ،شما مزدوران خائن تا تمام دارائی ایران را به یغما نبرید و به دیگر کشور ها رایگان باج ندهید که دست بر دار نیستید، ابتدای کاندیدا توریتون شعار های زیبا میدهید و دل مردم را بدست می آورید و مردمی را که تا خرخره در فقر و تهی دستی بسر می برند را بازی می دهید و آنها خوشحال از اینکه شاید ناجی ای پیدا بشود و کاری را برایشان انجام بدهد و آنها را از این منجلاب نجات بدهد را به بازی میگیرید ،چه وقت دلتان برای ایران و ایرانی سوخته که این بار با روحانی بسوزه
  • آقایان قدرت و ثروت خیلی کثیف است و لذت بخش وگر نه کفتارهای پیری چون شما با این همه سن وسال بستان نیست ، پایتان از لب گور هم گذشته داخل گورید.
  • اگر سیاستتان نبود چگونه می توانید با آن همه تهمت و افترا که کاملا هم درست بود بر روی صندلی ای بشنید که حالا احمدی نژاد در کنار دستتان بنشیند ،یا هم پیمانه اید یا آنقدر بی غیرت که خدا می داند و بس
  •  

جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

اینجا ایران است و همه چی قرو قاطی



اینجا ایران است و همه چی قرو قاطی، هیچی سر جایش نیست، نه الان بلکه سال هاست ، حالا هم که نوبت به یکی از جیره خوران دولت آخوندی که خود یک عمامه سر کثیف دیگری است رسیده است . مگر می شود در دستگاه دولتی آنهم دولت خونخوار جمهوری آخوندی کار کرد و هم پیاله سران نبود ، بی شک شخصیت هایی که به پست ها و مقام های بالایی می رسند کسانی هستند که از گردونه های خودشان بیرون می ایند و همه می دانیم که سیاست چیز کثیف و باطلی است .در سیاست برادر به برادر پدر به پسر رحم نمی کند چه برسد به اینکه آدم ها از قشر های مختلف و با دید گاهای متفاوت در راس کار باشند . اما دوباره نوبت به دار و دسته رفسنجانی ها و خاتمی ها رسیده است و حسن روحانی را علم کردند تا به مقاصد شوم خود برسند، اگر نگاهی کوتاه به گذشته  بیاندازیم کاملا متوجه می شویم که در زمان رفسنجانی همان اکبر شاه معروف چه شد و همین طور در زمان خاتمی همان سوپاپ اطمینان مورد مقبول مردم.هم دوره ای های خاتمی ناطق نوری و ری شهری هم کاندیدا بودند ، ولی سیاست دنیا و همین طور ایران پای خود را بر روی پوست پیاز احساس می کردند ، با هم همراه شدند تا از این تلاطم بیرون بیایند . 



همین طور که می دانید رنسانس اروپا بعد از یک سیاهی مطلق به نام قرون وسطی اتفاق افتاد ، به قدری حکومت مذهبی وکلیسا بر مردم ظلم روا داشت که تاب و توان مردم تمام شد و دست به انقلابی بزرگ زدند. این اتفاق تا قبل از دوره ی خاتمی می توانست بیفتد که سیاست بر این شد که شخصی بر روی کار بیاید که نامش خاتمی بود و با رها کردن بعضی از مسائل جزئی فرهنگی در ایران مردم را به سکوت بکشاند در غیر این صورت اگر شخصیت های دیگری مانند ری شهری وناطق نوری بر راس کار بودند و با همان راه روش قبل شاید پرونده حکومت اسلامی در ایران بسته می شد . همین اتفاق در دوره روحانی افتاده است ، یعنی در زمان ریاست احمدی نژاد ایران ازتمام لحاظ چه اقتصادی ، چه فرهنگی ، چه اجتماعی و چه و چه وچه به قهقرا کشیده شده بود و ای کاش این اتفاق چند سال دیگر می افتاد و حسن روحانی روی کار نمی آمد تا دوباره مانند زمان خاتمی سر مردم را با آزادی های جزئی و خنده دار شیره نمالند چون به عقیده ی من هر انقلابی توسط قشر روشن فکر شروع وبه دست قشر کارگر پایان می پذیرد. در دوره احمدی نژاد این اتفاق بصورت انفجاری رخ داد و اگر زمان ادامه پیدا می کرد اتفاق های بهتری در پیش روی ایران و مردم ایران بود. اما با آمدن روحانی هنوز که چیزی تغییر نکرده است ،هنوز اعدام ها را در ایران داریم، هنوز آزادی نداریم ، هنوز تورم 42 درصدی داریم ،هنوز تحریم ها را داریم و خیلی چیز ها را داریم ذخیره دولت کم است شاید از جیب آقایان باید خرج شود که این هم بعید بنظر میرسد چون آخوند جماعت دست بخشش ندارد. در هر صورت اگر روحانی می خواهد دستش باز باشد باید در مسیر اعتدال حرکت کندو در مسائل اتمی نگاهی دیگر گونه بیندازد ،یعنی هر چه تا به حال پول صرف مقابله با کشور های خارجی شده است در رابطه با مسائل اتمی و هسته ای تمام شده فرض کنیم و دوباره روز از نو روزی از نو که این هم از سیاست دنیا سر چشمه میگیرد. همان طور که امریکا و دیگر ابر قدرت ها برای فروش اسلحه هایشان جنگ راه می اندازند تا به پول برسند این بازی هم بازی شناخته شده ای بود که ما مجبور به قبول شرایط و قوانین از پیش تعیین شده ی این بازی ها هستیم چون باید سرمایه این مملکت و مردم ایران در جیب دیگران برود وهمیشه خودمان در مضیقه باشیم.


به هر حال روحانی با مسائلی چون تورم زیاد، بیکاری، جنگ میان جناح ها ، مسائل فرهنگی و کلا رشد نزولی ایران در همه چیز و اینکه اگر او شخصی امین خوب باشد دوباره چند سال باید حد ر برود تا تمام بار مشکلات ایران به نقطه ی شروع برسد حالا رشد آن پیشکش، واین نمی تواند رخ بدهد چون در سوی دیگر شخصی به نام علی خامنه ای رهبر جنایتکار ایران است ودر ایران هیچ کس آب بدون اجازه او نمی خورد،زیرا مسئله مسئله ثروت و جاه و مقام است، و آنها بقول معروف (کیسه یکی هستند). بی شک با هم سر تمام مسائل به توافق رسیده اند ، واین را هیچ وقت فراموش نکنیم که آنها اشغالگران غیر ایرانی هستند که دلشان برای مردم ایران نمی سوزد

چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

کارگران ایران، شما تنها نیستید.

تکبر انسانهای پلیدی که از نطفه و در شکم مادر به جای نیکی، بدی را آموزش می بینند و با شیطان دست دوستی می دهند، سرانجام ناباوری با خود حمل می کنند.
شاید در روزگاری که طولی نپیماید بر مسند قدرت بنشینند و از کسانی که مخلصانه و با نیت و سرشت پاک بنای زندگی شان را نهادند سود ببرند و آنها را به بردگی و اسارت و استثمار بگیرند ولی عاقبت زندگی شان جز خفت و بی آبرویی چیزی نصیبشان نخواهد شد.
در دورانی که زندگی می کنیم نیکی بنده ی بدی ست و زیبایی اسیر زشتی و رسیدن به قدرت و ثروت جز از راه ظلم و ستم و خون راه دیگری ندارد.
تمام سران مملکت جمهوری آخوندی ایران، آن سگ وحشی و خونخوار پیر گرفته تا دار و دسته ی آن مثل احمدی نژاد و غیره از همین قماش هستند. اگر آبادی در مملکتم ایران رخ داده است بی شک بهایش قدرت و توان مردان کار بوده است. نیروی انسانی آنانی که برای سیر نگه داشتن شکم خانواده ی خود از جان و توان خود گذشتند تا شاید زندگی بهتری را برای همسران و فرزندانشان بسازند ولی تا بوده جیب سرمایه داران پر پول تر و پر بارتر شده است.



آمار نشان می دهد که ایران کشوری سرمایه دار است و هیچ شخصی نباید در بدبختی و فلاکت زندگی کند. همانطور که مرد ننگین تاریخ ایران خمینی جلاد گفته بود، پول نفت باید بر سر سفره ی هر ایرانی بیاید. اینگونه نشد و فرزندان او و هم تبارهایش که اصلیت غیر ایرانی دارند روز به روز قوی تر و ثروتمند تر شده اند اما می دانم و می دانید که دیکتاتوری و استثمار رهی کوتاه است و انتهایش نابودی آن هم با نامی بد که آیندگان آن را لکه ای سیاه در تاریخ خود می دانند.
به امید روزی که زیبایی جای زشتی و نیکی جای بدی را بگیرد.

چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ ه‍.ش.

بلای آخوندی اینبار بر سر مردم سیستان و بلوچستان

بعضی وقت ها آدم ها  در حالت خنده و گریه گیر می کنند که در ادبیات نمایشی به این حالت گروتسک می گویند.

وقتی درباره ی زلزله ی 7.7 ریشتری در ایران خبری را شنیدم، بسیار متاثر شدم و برای حال و هوای گرفته ی مردم ایران، چشمانم پر از اشک شد، ولی صحبت های آقای اکبر پور،معاون سازمان مدیریت بحران کشور، لبخند تلخی روی لبانم نشاند.
وای بر ما مردم که چقدر تحقیر شده ایم که کسانی برای ما تصمیم می گیرند و جای ما سخن می گویند که حتی صحبت کردن معمولی را هم بلد نیستند و بدتر از آن اینکه این شخصیت ها، منصب های مهمی هم در اداره ی امور کشور دارند.
من نسخه ای که برای آقای اکبر پور می پیچم این است: ثبت نام در اکابر و یک جلد فرهنگ لغات جیبی. تا شاید مقداری حرف زدن آن هم در رسانه ی ملی را یاد بگیرد.



آقای اکبر پور!
امام زمان و حضرت فاطمه برای خود عرب ها هم کاری نمی کنند چه برسد به ما که عجم هستیم. به قول خودتان:"به لطف این دو شخصیت،زلزله ی7.7 ریشتری را تجربه کردیم. این گونه صحبت ها بر باور من بیشتر می افزاید که این زلزله هدیه ای بوده است از طرف شخصیت های مذهبی...
ما را خر فرض نکنید.تمام مردم ایران خوب می دانند این همه زلزله، آن هم پشت سر هم، و با توان و قدرت بالا در ژاپن زلزله خیز هم نمی آید. بم، آذربایجان،بوشهر و این بار هم سیستان و بلوچستان.



مردم عزیز ایران چه گناهی مرتکب شده اند که باید به دست شما و آزمایشات اتمی شما جانشان را فدا کنند؟؟؟
مگر موش آزمایشگاهی گیر آورده اید؟نا مردمان با ملت عزیزم چه می کنید؟چرا این همه خرابی و آوار بر سر خامنه ای و دار و دسته ی عمامه به سرش و بی وجدان هایی مثل شما نمی آید؟
امیدوارم آواری عظیم بر سر شما نفرین شده ها فرود آید و در زیر آن مدفون شوید.

محمدعلی زارع یزدی

سه‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ ه‍.ش.

کعبه ، آخرین زیگورات به جا مانده


روزی در کلاس درسی نشسته بودم و استاد داشت درس تاریخ هنر می داد ،هنگامی که   صحبت هایش داغ شده بود با جسارت تمام در مورد کعبه خانه خدا صحبت کرد و گفت : گناه همه شما گردن من .

امروز هم بعد از سالها که شاید نمیخواستم قبول کنم ولی باور کردم که خانه ای که نام خدا با خود حمل میکند تنها زیگورات باقیمانده از دوران باستان بر روی زمین است .
 اما زیگورات ها معابدی بودند که ایرانیان در زمان هخامنشی ، خود را برای پرستش به آنجا میرساندند و دست به آسمان بزرگ بلند می کردند و از چیزی نامرئی طلب کمک مخواستند . ( که بود و نبودش را می سپارم به شما )



الان که زمان قدیم به جدید تبدیل شده ، فقط شکل و صورت مسئله عوض شده است ، در آن زمان باستان ثروتمندان و سیاست مداران از جهل و نادانی مردم و از احساسات مذهبیشان به نفع خود سود می بردند و حالا هم به نوعی دیگر ، که وقتی به عمق مسئله نگاهی دقیق تر می اندازیم ، ( حداقل در مورد ایران که بیشتر می دانم ) دزدان و جلادانی رأس کار هستند که با تازیانه و قتل عام مردم عوام ، پایه های حکومت خود را میسازند ، ولی چه خرافه پرستند ، که عمر دیکتاتوری اندک است و سرانجام ( ز هر دست که می دهی از همان دست پس خواهی گرفت ) . 


آن زمان کعبه جایی بود برای عیاشی و تجارت و فساد ، حالا هم امام زاده های ما به صیغه خوانه ها تبدیل شده و ضریح به قول خودشان مبارک ، قلک پولیست برای خامنه ای و طبسی و...  و عیاشی هم که اگر قبلاً شراب و می بود ، اکنون ویسکی های خارجی و تریاک جای آن را گرفته است .
بیائید باور کنیم اگر خدایی وجود دارد نه در کعبه و زیگورات و امام زاده ، بلکه در دل تمام انساهایی که وجدانشان بیدار و آگاه است جای دارد.
محمد علی زارع یزدی

شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ ه‍.ش.

فراخوان اعتراض به طرح گسترده اخراج پناهجویان از سوئد

فراخوان اعتراض به طرح گسترده اخراج پناهجویان از سوئد

در حالی که جنگ و نا امنی ، تبعیض و نابرابری و خشونتهای ملی ، قومی و مذهبی بیشتر کشورهای دیکتاتور زده جهان را فرا گرفته است ، برخی از کشورهای اروپایی در چهارچوب سیاست های کلان اتحادیه اروپا تلاش دارند با صرف هزینه های میلیاردی و معاملات اقتصادی بر سر جان پناهنده گان ، دست به دیپورت و اخراج کسانی زنند که به بهانه جواب منفی ، حق مالکیت انها بر سرنوشت زندگیشان سلب شده است .
علیرغم اینکه جامعه جهانی و سازمانهای بین المللی به نقض اشکار و رو به رشد حقوق بشر در ایران اعتراض و رسما اقدام به انتشار گزارشات تکان دهنده ای از اعدامها و زندانهای داخل ایران و نیز سرکوب سیستماتیک مردم ، توسط رژیم جمهوری اسلامی کرده است ، دولت سوئد در نظر دارد طرح بزرگی را برای اخراج پناهجویانی که با استناد به قوانین و بررسی های نا عادلانه پاسخ منفی گرفته اند به کشورهای مبدا ، خصوصا چنگال دیکتاتوری حاکم بر ایران اجرا نماید ، آنهم در شرایطی که از سرنوشت بسیاری از کسانی که به ایران بازگردانده شده اند، اطلاعی در دست نیست .
به عقیده ما ،این تعرض به حق انسانی ، تنها به این اقدام منتهی نخواهد شد و رشد نژادپرستی و منفعت طلبی این دولتها حق انسانی تمام فراریان از ستم دیکتاتوری حاکم بر ملتها خصوصا مردم ایران را سلب و دست جنایتکاران را در سرکوب و مجازات معترضین و منتقدین نابرابری باز خواهد گذاشت .
ما امضاء کنندگان این فراخوان در اعتراض به این اقدام ضد حقوق بشری دولت سوئد با همبستگی و خواسته ای واحد که همانا احترام به حق فردی ، لغو دیپورت پناهندگان به دامن سرکوبگران و تجدید نظر در اجرای طرح گسترده اخراج پناهندگان به کشورهای ناامن جهان از سوئد است ، گردهم می آییم تا صدای اعتراض خود را به گوش جامعه و مسئولین این امر برسانیم .

زمان : شنبه 2 مارس 2013 ساعت 14
مکان : میدان گوستاو آدلف ، گوتنبرگ ، سوئد
جمعی از افراد ، نهادها و سازمانهای مدافع حقوقق پناهندگی

امضاها ادامه دارد و پس از تکمیل به مراکز ذیربط ارسال خواهد شد :
انجمن دوستی و پژوهشی آذربایجان
انجمن رسانه ای پیام
انجمن مهرگان – گوتنبرگ
آسیل کمیته - گروه ایران - گوتنبرگ
بنیاد ادبیات و هنر ایران در گوتنبرگ
رادیو آزاد - گوتنبرگ
رادیو آزادگان
رادیو ایران امروز – گوتنبرگ
رادیو همبستگی با کارگران – گوتنبرگ
سازمان اروپایی پناهندگان ایرانی
سایت دگرگونی
سایت گزارشگران
ستاد همگرایی ملی ایرانیان در سوئد
کانون پناهجویان ایرانی در سوئد
کانون همبستگی با کارگران ایران - گوتنبرگ
کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران – وین
(مرکز فرهنگی- اجتماعی اندیشه- گوتنبرگ (سوئد
وبلاگ اشتراک
وبلاگ خبری گزارشگران
وبلاگ رضا بی شتاب

ابراهیم شیری
افسانه زمینی
آمادور نویدی
امیر عمرانی
برهان دیوارگر
بهروز سورن
بهزاد جوادیان
بهنام چنگائی
پروانه قاسمی
پرویز میر مکری
پروین ریاحی
تقی روزبه
احمد بخرد طبع
تورج شریعتمداری
جابر کلیبی
جمشید صفاپور
ح ریاحی
حسن نایب هاشم
حمید شجاع
دکتر آروین راستین
رسول شوکتی
رضا بی شتاب
سیامک جانبخش
سیروان محمدی
سیمین دبیری
عاطفه اقبال
عباس مظاهری
علی دروازه غاری
علی صدارت
محمد لاسکی
محمود خادمی
مهرداد کریمی
مهرداد مهرپور
ناصر غفرانی فر
حسین مختار زیبائی
ندا نوآور
هلمند اربابی
یوسف زرکار
— with Jemis Oudatoulaki Targavar and 19 others.